مرتضى مطهرى

626

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مو به مو اجرا مىكند و دولت واقعاً قوّهء مجريهء همان قوّهء مقننه است . ولى اگر بنياد اجتماعى جامعه يك بنياد طبقاتى باشد باز در نهايت امر قانونى كه وضع مىشود قانون طبقاتى است ، نمايندگانى كه به مجلس مىآيند نمايندهء يك طبقهء معين هستند « 1 » و چون اين‌طور است بنابراين حكومتهاى دموكراسى هم در واقع حكومتهاى ديكتاتورى هستند يعنى نمايندهء يك طبقهء معين هستند . بديهى است كه اين [ نظريه ] نمىتواند قابل قبول باشد . اگر ما واقعاً قبول كنيم - چنان كه نمونه‌اش در دنيا هست - كه يك دولتهاى دموكراتى وجود دارند كه نمايندهء همهء مردم هستند و براى همهء مردم هم حق رأى قائل هستند ، آن كارگر و محروم هم حق رأى براى خودش قائل است ، بنابراين نمايندگان نمايندگانِ همهء مردم بلكه همان اكثريت خواهند بود چون فرض اين است كه اكثريت محروم هستند و بنابراين دليل ندارد كه بگوييم قوانينى كه وضع مىشود قوانينى است كه به نفع يك گروه معين است . به هر حال اينها اين حرفها را مىزنند ، منتها بعد به عصر حاضر و دولت انگلستان و نظاير آن مثال نمىزنند . شايد اگر اين مثالها را مىزدند گير مىكردند . مثالى كه ذكر مىكنند اين است كه مىروند سراغ دولت يونان قديم ، مىگويند كه يكى از دموكرات‌ترين دولتهاى دنيا دولت يونان قديم بوده است و يك دموكراسى در آنجا بوده است كه نمونهء آن دموكراسى در زمان ما وجود ندارد . در آن دولت حتى شركت در مسائل اجتماعى يك امر اجبارى بوده كه هركسى كه به سن بيست سالگى مىرسد بايد در انجمن شهر شركت كند ، شوراها بايد چنين باشد ، انتخابات هم واقعاً صد درصد طبيعى بوده است . اما وقتى كه خوب نگاه مىكنيم مىبينيم كه جامعهء يونان جامعه‌اى است اشرافى و اريستوكراسى ، جامعه‌اى كه يك اقليت آزاد در آن وجود داشته و يك اكثريت برده . در مجموعِ چهارصد و پنجاه و پنج هزار نفر ، نود هزار نفر آزاد بودند و سيصد و شصت و پنج هزار نفر ديگر برده بودند و تازه در اين نود هزار نفر هم چون چهل و پنج هزار نفرشان غلامهاى آزادشده بودند اينها هم حق رأى نداشتند ، چهل و پنج هزار نفر ديگر حق رأى داشتند . اين دموكراسى به صورت كامل در ميان اين چهل و پنج هزار نفر اجرا مىشد ، باقى ديگر را كأنه در زمرهء حيوانات حساب مىكردند . پس باز ما مىبينيم كه اين در واقع يك حكومت طبقاتى است . بعد مىگويد تمام دموكراسيهاى عالم دموكراسى است ميان يك طبقهء معين ( طبقهء حاكمه ) ، طبقهء حاكمه ميان خودشان دموكراسى دارند . مثل اين است كه همهء دزدهاى عالم كه گروهى را تشكيل مىدهند و سر گردنه را مىگيرند ، ميان خودشان خيلى به صورت عادلانه و تساوى رفتار مىكنند ولى همينها كه براى خودشان عادل و متساوى الحقوق هستند مال مردم ديگر را مىچاپند . مىگويند پس

--> ( 1 ) البته اين ، حرف مفتى است .